الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
135
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )
و مسند احمد بن حنبل و تفسير ثعلبى و پس از نقل قصايدى در اين زمينه از حسّان بن ثابت و قيس بن سعد بن عبادهء انصارى و كميت بن زيد اسدى و نقل اين دو شعر از قصيدهء كميت : و يوم الدوح دوح غدير خم * أبان له الولاية لو اطيعا « و روز دوح ، روز غديرخم ، ( پيامبر صلى الله عليه و آله ) ولايت او را آشكار فرمود ، اى كاش مردم اطاعت كرده بودند » . و لكن الرجال تدافعوها * فلم أر مثلها خطرا منيعا « ولى مردم آن ولايت را دست به دست دادند و من نديدم امرى با اين عظمت اينگونه ضايع و پامال شود » . مىگويد : اين اشعار را قصّهء عجيبى است ، كه شيخ ما عمرو بن صافى موصلى برايمان نقل كرده كه : شخصى اين اشعار را خواند و به حالت تفكّر خوابيد ، در خواب على عليه السلام را ديد كه به او فرمود : بخوان برايم ابيات كميت را . او اشعار را خواند تا به اين بيت رسيد : « فلم أرمثلها خطرا منيعا » در اين جا على عليه السلام اين شعر را بر آنها اضافه كرد : فلم أر مثل ذلك اليوم يوما * و لم أر مثله حقا اضيعا « هيچروزى مانند آنروزنديدم ، و نه هيچ حقى كه آنگونه تضييع شده باشد » . « 1 » مؤلّف : بنا به نقل كنزالفوائد كراجكى ، بينندهء اين خواب هنّاد بن سرىّ بوده ، و لكن سيّد عليخان شيرازى در كتاب ( الدّرجات الرفيعه ) ، « 2 » بينندهء خواب را خود كميت دانسته و آورده : از كميت روايت شده كه گفت : اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب ديدم كه به من فرمود : قصيدهات را برايم بخوان ، خواندم تا به آن دو شعر رسيدم . آن
--> ( 1 ) - تذكرة الخواص : 39 . ( 2 ) - الدّرجات الرفيعه : 579